برگشتم به شیوه ی خرید اجدادی ام!... مادرم تعریف میکند که وقتی خیلی کوچک بوده ، پدربزرگ ِ مرحوم برای او و دایی ها به خرید کفش و لباس و...میرفته
با یک تکه طناب اندازه های بچه ها را میگرفته و تنهایی به بازار میرفته و با سلیقه خودش برایشان خرید میکرده
امروز به خواهرم که به توصیه پزشک برای خرید کفشی خاص به بازار رفت، سپردم برایم کیف و کفش اداری بخرد...جالب اینکه سلیقه من و او بسیار با هم فرق دارد و تقریبا هیچوقت خریدهای یکدیگر را تایید نمی کنیم! اما به هرحال سلیقه مرا میشناسد و قرار شد مطابق میل من انتخاب کند....
+ کفشی که خریده بزرگ است و باید تعویض شود اما کیف خوبی خریده
++فکر میکنم که شاید روش نیاکان درست تر بوده و اصلا برای کسی که در خانه نشسته خیلی هم لذت بخش و غافلگیر کننده است که او در خانه منتظر بماند و برایش چیزهایی بخرند و بیاورند.شاید تمام زمان هایی که برای خرید لباس های عادی وقت گذاشته ایم غیرضروری بوده!
+++البته خرید می تواند لذت بخش هم باشد، مثل خرید کتاب، لیوان، کاسه، بعضی پوشاک خاص و جدید، خوراکی و...که به صورت تفریحی ( نه الزام) باشد.
++++قبلا هم که در دوره دبیرستان درس میخواندم و فرصتم کم بود، مادرم لباس های توی خانه ای برایم میخرید :)
×+البته این فقط نظر شخصی من است و شما می توانید با هربخش آن مخالف باشید:)