روی سنگِ گرم ِ جلوی شومینه نشسته بودم و در حالیکه چند دسته برگه تصحیح نشده روی میز کنارم بود، در مورد روش تحقیق تز دکتری خواهرم و مشکلاتی که استاد راهنماش باعث ایجادشون شده با هم حرف میزدیم .همزمان تلویزیون هم روشن بود و مستندی به اسم "طعم کولا" پخش می‌شد...دلم می‌خواست ببینم اما خواهرم نیاز داشت که حرف بزنیم تا اعصابش آروم بشه در نتیجه فقط هرازگاهی گوشه چشمی به تلویزیون مینداختم و یه قسمت جالبش رو‌ دیدم:
یه دختره توی رستوران نشسته بود و یک لیوان نوشابه جلوش بود که با نِی می‌خورد . یه پسره رفت سر همون میز نشست و‌ خیلی عادی تعدادی بسته شکر تک‌نفره (۱۶ تا) جلوش گذاشت و یکی یکی بسته هارو باز میکرد و‌ شکر ها رو می‌ریخت توی دهنش ...دختره و بقیه با تعجب بهش نگاه میکردن.
بعد راوی ِ مستند گفت اون لیوان نوشابه، داخلش به همین اندازه ، یعنی ۱۶ بسته، شکر داره و ما به راحتی میخوریمش🫤☹️

+ نمیدونم تکرارش کی پخش میشه اما شاید فردا بتونم ببینمش

× بعد از گذشت چهل روز ، امروز بالاخره رفتم دفتر نمره ام رو سیمی کردم 😅 ولی یه کار بد هم کردم و باشگاه نرفتم 😓