گاهی که بچه ها خسته میشن و انرژی کلاس میاد پایین، تمرین میدم و میگم هرکی حل کنه نمره مثبت...یهو‌ خوابشون میپره و با شور و هیجان ‌و تند تند شروع میکنن حل کردن،اغلب هم سوالهای متوسط رو به سخت رو امتیازی میذارم و مجبورن خیلی فکر و تلاش کنن... وقتی یکی حل میکنه و جوابش رو تایید میکنم بقیه اگر بشنون که مثلا جواب ۳۰۰ بوده سعی می‌کنن با عددهای مسئله یجوری این ۳۰۰ رو‌ بسازن منم که از اونا زرنگ تر :)) وقتی میرم سر میزشون و حلشونو میبینم و میفهمم که خودشونم نمیدونن چرا اینطوری نوشتن انقدر سوال پیچشون میکنم که مثلا اینجا چرا ضرب کردی؟ اون توان منفی ۶ رو از کجا اوردی؟ دلیل فیزیکیش چیه؟ از چه فرمولی استفاده کردی؟ و... که طرف اعتراف میکنه نمیدونه :)) نه اینکه بحث مچ گیری باشه و همه فرآیند با خنده و فضای صمیمی طی میشه .... اینجور مواقع بهشون میگم دیگه دارین مهندسی معکوس میکنین و این جوابها دیگه فایده نداره

یکیشون پرسید خانم مهندسی معکوس یعنی چی؟ یکم توضیح دادم ... آخرش یکی از اون وسط گفت همون اسکی رفتن خودمونه بچه ها :)))