جمعه ظهر دیدمش. اول بخاطر دوبله اقای والی زاده جذب فیلم شدم (قبلا گفته بودم که چقدر صدای گرم ایشونو دوست دارم) و بعد کم کم خودِ داستان ِ فیلم برام جالب شد و تا اخر دنبال کردم . آقای راجرز یک مجری حدودا ۶۰ساله برنامه کودکه که سالهاست در امریکا برای بچه ها خاطره میسازه و محبوب چند نسل از امریکایی هاست. سردبیر یک مجله تصمیم میگیره در بخش" افراد تاثیرگذار" مقاله ای درمورد این ادم چاپ کنه و برای این کار یکی از نویسنده های جوان رو انتخاب میکنه.
مردی که معتقده اقای راجرز باید خجالت بکشه که تو این سن عروسک بازی میکنه! و کلا با این دید میره برای مصاحبه که مثل مقالات قبلی که درمورد دیگران نوشته، این بار به اقای راجرز حمله کنه و مقاله تند و تیزی درموردش بنویسه. اقای نویسنده یک خانم سیاه پوست و یه بچه چند ماهه هم داره و از ابتدای فیلم ما متوجه اخلاق خشک و چهره غمگین و حالت عصبی اون میشیم.
اما قرارهای ملاقاتی که برای مصاحبه با اقای راجرز میذارن با مهارت و محبتی که اون داره به نوعی نقش جلسات روانکاوی رو برای اقای نویسنده داره و این خیلی برای من جذاب و اموزنده بود.
در اولین قرار ملاقات، اقای نویسنده به صحنه ضبط برنامه کودک میره و اقای راجرز که جلوی دوربینه تا متوجه اومدن اون میشه از صحنه خارج میشه با گرمی و لبخند به استقبالش میره و به همه همکاراش به عنوان یه نویسنده خوب معرفیش میکنه و ابراز خوشحالی زیاد میکنه از این ملاقات. و همینطور مثل یک پدر بلافاصله به زخم روی صورت نویسنده توجه میکنه و با نگرانی ای که در چهره داره میپرسه چی شده؟ الان خوبی؟ و... این برخورد اول اقای راجرز انقدر گرم و محبت آمیزه که نویسنده تعجب میکنه!

یا مثلا در یکی از گفتگو ها آقای راجرز از نویسنده درمورد عروسک محبوبش در دوران کودکی میپرسه و از این طریق نویسنده رو یاد مادرش میندازه که سالها پیش با بیماری و در حالی که همسرش اون و بچه ها رو ول کرده بوده ، فوت کرده و نفرت اقای نویسنده از پدرش و خشم درونیش به همین ماجرا برمیگرده


++ من به روانکاوی و اثربخشیش معتقدم و به همین خاطر این فیلم رو پسندیدم و به همه دوستانم دیدنش رو پیشنهاد میکنم