یه حرکت توی برنامه ام نوشته "سرشانه گرد صفحه"

اینو مربیم روز اول گفت با صفحه باید انجام بدی که سبک ترین صفحه ۲.۵ کیلویی و برام سنگین بود. دید از پسش برنمیام گفت تو بیا با دمبل ۲کیلویی انجام بده. اون که رفت دیدم واقعا سنگینه و رفتم دمبل ۱.۵ برداشتم :)

دیشب دیدم خیلی در عذابم، رفتم از سمت ورزش‌های گروهی که دمبلهای رنگی رنگی و سبک دارن، دو تا صورتی یک کیلویی آوردم 🫠 مربیه با چشمای گرد نگاهم می کرد!! با لبخند مظلومانه گفتم زشته من از اینا برداشتم؟!! از خنده غش کرد گفت واقعا که 🤦‍♀️

بعد اومدم قسمت بدنسازی خودمون و کنار اون حرفه ای ها که داشتن با دمبل های مشکی و سنگین تمرین میکردن، با دمبلهای صورتی و کوشولوی خودم مشغول شدم 🥲

+ باز این مربی خوبه، یه مربی دیگه هم هست که اون اصلا زیر ۵کیلو‌رو مسخره میکنه ! :/

++هادی چوپان توی برنامه ۱۰۰۱ میگفت من دمبل ۱۰۰ کیلویی میزنم🙈

+×دیروز غروب ساعت ۵وربع بود که سر کوچه باشگاه از اسنپ پیاده شدم. بیشتر جاها برف بود و سرما رو نه تنها حس بلکه می شد نگاه کرد. هوا داشت تاریک می‌شد و جز نور زردرنگ و گرمی که از شیشه های قهوه ای یک کافه بیرون میزد، نشانه ای از آدمها نبود. در همین حین یه خانوم نسبتا مسن با دوتا نون بربری داغ روی دستش که بخار ازشون بلند می‌شد اومد رد شد و بوی عطر نون و گرماش دلم رو برد، انقدری که میخواستم بیخیال باشگاه بشم و برم دوتا بربری بخرم برم خونه با پنیر و چای بخورم🫠🥲