اسم فیلمی بود که امروز برای فرار از انجام تکالیف دانشگاه انتخاب کردم و دیدم. دلیل انتخابش هم بازی خانم حاتمی بود. موضوع فیلم رو اگر بخوام در یک کلمه بگم "خیانت"... حالا قصد تعریف کردن ماجرا رو ندارم اما میدونی کجا جالب بود؟ اونجایی که حمید در توجیه خیانتی که کرده به بیتا (همسرش که وکیله) میگه تو درگیر کارهات بودی و خونه نبودی :// حالا اینکه خودِ حمید بیشتر از زنش درگیر شرکت و کارهای بیرون بود به کنار، اما بیتا جواب خوبی میده، میگه اگه داستان برعکس بود چی؟ میتونی تصور کنی؟ و یکدفعه حمید عصبی میشه و تن صداش بالا میره و میگه نمیتونم تصور کنم.......چرا با وجود همه نبودن ها و کم توجهی ها و نداشتن ها و نواقص مردها، انتظار داریم زن ها بمونن پای زندگی ولی وقتی برعکس میشه و یک زن در کنار انجام تمام کارهای خونه و خونواده کمی هم مشغول کار بیرون میشه مرد به خودش اجازه و حق میده که پنهانی بره جاشو پر کنه؟
یاد این افتادم که اخیرا همسر یکی از آشناها شروع کرده به سیگار کشیدن و وقتی بعد از چندین بار انکار ، بالاخره خانومه مچش رو گرفته خیلی راحت گفته چون تو باهام دعوا کرده بودی (اونم سر موضوعی که باز آقا مقصر بوده) رفتم سمتش....:|
گاهی بعضی توجیه ها بیشتر آمپر آدمو میبره بالا :|