یه حس عجیب مزخرفی رو تجربه میکنم که بیقرار و کلافه و غمگینم کرده... امروز برای اولین بار توی مدرسه واقعا حوصله حرف زدن و درس دادن نداشتم و فقط میخواستم تموم بشه برگردم خونه... در حالی که همیشه مدرسه برام منبع انرژی بوده و تدریس و معاشرت با بچه ها حالمو خوب کرده... احساس میکنم قلبم سنگین شده... توی خونه هم همینه و حتی نمیتونم کامل بخوابم، همه اش قطعه قطعه و بیخوابی...

+ خانم یلدا خیلی خوشحال شدم از دیدن کامنتتون بعد از این مدت طولانی...امیدوارم هرکجا و به هرکار مشغول هستین سلامت و راضی باشید و حال پسرکوچولوتون هم خوب باشه❤ ممنونم از لطف و همدلیتون