هم دیروز هم امروز خواب می دیدم که مهمان اومده یا ما داریم میریم مهمانی و من همه اش در حال بدو بدو کردن برای پیدا کردن لباس و آرایش و خرید هدیه و... هستم و در هر دو خواب هم همه توی مهمونی بودن و منتظر من بودن و من دو سه ساعت بود که دیر کرده بودم ...
الان از شدت تپش قلب و عجله که توی بازار داشتم برای خرید کادو برای رفتن به خونه دختر عمه ام و اینکه خیلی دیر شده بود و مهمونی داشت تموم میشد از خواب بیدار شدم! (و جالب اینکه این دختر عمه ام سالهاست استرالیا زندگی میکنه )
شاید دلیل این خواب ها هیجانی هست که برای برگزاری تولد خواهرم دارم . ۲۴ فروردین تولدشه و من خیلی دلم میخواد یک تولد سورپرایزی و هیجان انگیز و متفاوت براش بگیریم که خوشحال بشه...از آخرین باری که برای تولدهای خانوادگی مهمون دعوت میکردیم فکر کنم ده سالی میگذره، در این سالهای اخیر تولدها فقط با حضور جمع کوچک خانوادگی خودمون برگزار شده (البته با تزیین و تدارکات و کیک های متفاوت داخل خونه یا فضای باز یا کافی شاپ) اما برای امسال دو تا گزینه داشتیم یکی برگزاری تولد خونوادگی در یک منطقه سرسبز مثل چالوس و در یکی از رستورانهایی که تخت دارن کنار رودخونه که قبلا هم خواهرم اونجا رفته و یکی دیگه دعوت پنهانی چندتا از دوستهای صمیمی خواهرم به خونه (بدون اینکه خودش بدونه) و برگزاری تولد توی خونه .... به پیشنهاد من گزینه دوم پذیرفته شد، درسته که زحمت زیادی داره و ضمنا ریسک هم هست چون خواهرم همیشه از قبل تولدش تاکید میکنه من حوصله کسی رو ندارما :) و حالا اگر بیاد ببینه ما خود سر به دوستاش زنگ زدیم و دعوت کردیم و تازه از قبل هم بهش نگفتیم که اماده بشه نمیدونم چه عکس العملی خواهد داشت :)
+ چالش اول زمان برگزاری هست که خب بیست و چهارم توی شبهای قدره ، فعلا تصمیم گرفتیم جمعه (بیست و پنجم) شب بذاریم که دیگه شبهای قدر تموم شده باشن
++ چالش بعدی پیدا کردن شماره تلفن دو سه تا از دوستاشه که شمارشونو نداریم و تا بحال هم ندیدمشون :) شماره بقیه رو دارم .
+++ و چالش سوم انتخاب خوراکی و دسر و... است . اگر در این مورد پیشنهادی دارید حتما بفرمایید.
++++ و چالش بعدی اینکه چون جمعه است خواهرم نه سر کار میره نه دانشگاه و باید یجوری از خونه بفرستیمش بیرون. فعلا فکرم اینه که به یکی از همین دوستایی که قراره دعوت کنیم بگم شما برای جمعه ظهر خواهرمو دعوت کن خونت و تا شب نگهش دار و شب با خودت بیارش و توی راه هم نگو میخوای بیای بالا و بگو فقط میخوام برسونمت. رسیدین دم در بگو میخوام بیام بالا :)
+++++ سفارش کیک و تزیین خونه هم هست .
×سوال: شما اگر بودین ، دوست داشتین تولدتون چجوری باشه و چی داشته باشه که خوشحال بشین؟