برای من تاریخ موضوع جذاب و دوست داشتنی ای است و همین باعث شد "همسر پنهانی" را انتخاب کنم.
نه نام کتاب و نه طرح جلد کتاب چیزی نبود که برایم جالب باشد اما دیدن آن حجم از استقبال کاربران طاقچه از این کتاب باعث شد تا کنجکاو شوم موضوع آن را بدانم و وقتی فهمیدم که کتاب به تاریخ معاصر روسیه مربوط میشود مشتاق خواندن شدم .
"همسر پنهانی" بطور موازی داستان دو زندگی را روایت میکند (مثل کتاب ملت عشق).
یکی داستان زندگی کیتی در سال ۲۰۱۶ که بخاطر خیانت همسرش از خانه اش در لندن، به کلبه ای متروکه در آمریکا میرود که به تازگی به او ارث رسیده است.
و دیگری داستان مالاما دمیتری، یک افسر جوان روس، در سال ۱۹۱۶ است. داستان ِ عشق و ازدواج پنهانی دمیتری و تاتیانا که دختر ِ نیکلای دوم ، آخرین پادشاه روسیه است.
در این قسمت هاست که ما ضمن خواندن روابط بین این دو ، با خاندان سلطنتی رومانوف ها و همینطور سرنوشت تلخ و ترسناک آنها آشنا میشویم.
و حلقه اتصال این دو داستان اینجاست که دمیتری پدرِ مادربزرگِ کیتی و سازنده و صاحب آن کلبه متروکه بوده است.
+ این رمان به دقت و درستی به اتفاقات تاریخی مربوط به سقوط نیکلای دوم ، جنگ جهانی اول و انقلاب لنین و بلایی که به سر خانواده شاه می آید اشاره میکند. و انقدر همه چیز مطابق واقعیت است که آدم فراموش میکند که یک کتاب رمان در دست دارد! اما نباید فراموش کنیم که این کتاب ترکیبی از واقعیت و تخیل است .
++و همین نزدیکی به واقعیت باعث میشود که بتوانی اسم هر کدام از شخصیتها را سرچ کنی و تصاویر واقعی آنها را ببینی و این برای یک رمان جذاب است.
+++ فکر میکنم اواخر خرداد بود این کتاب را خریدم و هر از گاهی سری به آن میزدم و بخش هایی را میخواندم تا اینکه دیروز تمام شد. یک سوم آخر کتاب، اتفاق غیر منتظره ای رخ داد که باعث شد نیمی از پریشب را بیدار بمانم و ماجرا را دنبال کنم . مدتها بود که برای یک کتاب غیر درسی بیداری نکشیده بودم !