سوال پرسید، روی تخته براش توضیح دادم متوجه نشد. رفتم کنار نیمکتش که آخر کلاس بود از   روی دفترش براش توضیح دادم تا فهمید ... برگشتم پای تخته و تخته رو پاک کردم و عنوان قسمت بعدی رو نوشتم ، سرمو برگردوندم طرف کلاس تا شروع کنم به توضیح مطلب جدید که چشماشو بست گفت خانوم چقدر خوشبو بودین، اسم عطرتون چیه (با خجالت)

 

+ همین اتفاق کوچولو در نیم ساعت ِ آخر کلاس میتونه کلی حس خوب ایجاد کنه و خستگی آدم رو کم کنه