"گاه ناچیزی مرگ" کتابی که از روزهای اول انتشارش دیدم و چشمم رو گرفت اما هیچوفت نخریدمش...البته برای ن خریدم و هدیه دادم اما برای خودم نه

و تو این مدت نشان کرده بودم توی طاقچه که بعد از اتمام "نیم دانگ پیونگ یانگ" ، اگر مطمئن شدم که نمیخوام کتاب کاغذیش رو بخرم ، پی دی افش رو بخرم

خب کتاب آقای امیرخانی کمی جنبه طنز داشت و شبها که خسته بودم قبل خواب، یا در طول روز که حوصله کاری نداشتم چند صفحه ای ازش میخوندم. نیاز به حضور ذهن و حوصله نداشت و خودش هم باعث لبخند میشد

اما این کتاب که دیشب قبل از خواب و حدود ساعت ۲ خریدمش، کتابی هست که نیاز به فکر داره و صرفا جنبه سرگرمی نداره....با وجود مشغله های این روزهای پایان سال تحصیلی و کارهای زیادش، نمیدونم بتونم پیش ببرمش یا نه اما همینکه بالاخره و بعد از این همه وقت بالاخره خریدمش خوشحال کننده ست :)