حدودا ۴۸ سالشه و مجرده...مامان زنگزده بهش امروزو تبریک میگه و میگه انشاالله سال دیگه اینموقع سر زندگی خودت باشی...مثل همیشه با صدای بلند قهقهه میزنه و میخنده
تلفن رو از مامان میگیرم و میگم امروز که هیچ جوره روزت نیست، نه مردی نه پدر...پسری
لحنم جدی تر میشه و ادامه میدم: ولی اگر بخوام از بین کسانی که میشناسم دونفر مرد به معنای واقعی و از جهت خصوصیت مردانگی و معرفت، معرفی کنم قطعا بعد از بابا ، تو رو نام میبرم دایی جان....مرسی که هستی و مایه قوت قلب و تکیه گاه همه اطرافیانت هستی
میگه خوشحالم کردی و باز برمیگردیم به شوخی و خنده
+همه بهش میگن دهقان فداکار! خودش ازدواج نکرده و از نوجوانی همه زندگی و جوانیش رو وقف بقیه کرده. وقتی همون سالها مهندسی نفت قبول میشه و بورسیه میشه بخاطر بیماری پدرش دانشگاه نمیره و میمونه پیش پدر و مادر پیرش برای مراقبت ، همه خواهر برادرهاش ازدواج کردن و فقط این مونده پیش پدر و مادر و حس مسئولیت داره. بعد از سکته کردن پدرش و چند سال مریض داری، پدر فوت میکنه و از اون به بعد همه چیزش میشه مادر... با هر آی گفتن مادر سراپا گوش و محبت میشه و مثل پروانه دورش میچرخه...بطور مخفیانه و بدون اطلاع بقیه حواسش به همه خواهر زاده ها و برادر زاده ها هست، براشون ماهانه پول میریزه، برای ازدواج برای تحصیل برای کار و...توی شرکت خودش یا جاهایی که میشناسه براشون کار پیدا میکنه و خونه اش هم شده پناهگاه همه...الان چندساله که یکی از برادر زاده ها که پدر و مادرش ساکن شهرستان هستن اومده خونه اش و داره درس میخونه....یک اتاق خونه اش رو داده بهش و هیچ کس ندیده خم به ابرو بیاره یا کوچکترین شکایت و بدخلقی ای کنه
شبها که آخر وقت از سر کار برمیگرده با همه خستگی هاش، اما با لبخند همیشگی میشینه پای حرفهای مادر پیرش و سربسرش میذاره...گاهی که مریضه شبها تا صبح میشینه کنار تختش که اگر لازم شد زود ببردش درمانگاه
هروقت هرکس از هرجا دلش میگیره زنگ میزنه بهش و میدونه که گوش شنوای صبور و مهربونی همه درداش رو میشنوه بدون اینکه قضاوتی بکنه و کلی حمایت روحی و مادی و معنوی بهش میده
و همینطور برای دوستان و همکاران و همسایه هاش هم از هیچ چیز دریغ نمیکنه. میگه حقوقمو از فلان شرکت نگرفتم گفتم بده به این کارگر که زن و بچه داره و واجب تره ...اونا هم فهمیدن و همه دردها و مشکلات زندگیشون رو بهش میگن
میگم این همه پول درمیاری چرا هیچ پس اندازی برای خودت نداری، میگه نمیتونم ببینم من پول دارم و کسی پیشم هست که نیاز داره...
++تقریبا همه باور کردیم که این دایی از جنس فرشته هاست و واقعا روحش خیلی بزرگتر از چیزیه که میشه تصور کرد
+++از نظر شناسنامه ای مرد یا پدر محسوب نمیشه اما مگر میشه کسی بیشتر و بهتر از او پدری کنه و مردانگی و معرفت در وجودش باشه؟
++++از صمیم قلبم براش رحمت و وسعت رزق و سلامت و خوشبختی میخوام....امروز خواستم با این مکالمه تلفنی بهش بگم که حداقل من حواسم به همه خوبی هاش هست و چقدررر از داشتنش خوشحالم
+++++کاش همه ما بتونیم انقدر موثر و مفید باشیم روی کره زمین...اشرف مخلوقات باشیم به معنای واقعی کلمه
+×شما چقدر تکیه گاه و قوت قلب هستید برای اطرافیانتون؟