امروز یکی از دوستان مجازی ام که مدیر یک مدرسه استثنایی بودند، بازنشسته شدند...

پدیده عجیبی است...اینکه ۳۰سال مداوم مسئولیت داشته ای و به نوعی در جامعه حس مفید بودن میکردی اما از یک روزی به بعد، باید در خانه بمانی و هیچ نقش اجتماعی ِرسمی نداری...

جایی میشنیدم که در بعضی کشورها بازنشستگی به تدریج اتفاق می افتد...یعنی به مرور از ساعت کاری فرد کم می کنن، از او در پست های مشورتی و سبکتر استفاده می کنند تا کم کم به صفر میرسد...

+ هفته پیش مدیر گفتن فرم ۳۰ساعت رو پر نمیکنی؟ گفتم اگر فرم تقلیل ساعت کاری هست ( کمتر از۲۴ ساعت) بدین پر کنم... خندید و گفت تو تازه اول راهی و تازه نفس...!

++ به ۲۵سال دیگر و به بازنشستگی فکر میکنم...حس غریبی ست...آن روز چه حسی خواهم داشت؟ نکند از عملکردم ناراضی و پشیمان باشم...