از ساعت ۵ صبح بیدارم و تا حالا بیمارستان بودم بخاطر آنژیو مامان.... الحمدلله بخیر گذشت و فقط آنژیوگرافی کردند و کار به استند گذاری نرسید اما کلی استرس و اشک و فشار روانی رو تحمل کردیم...
+ خیلی خسته ام و کلی کار نکرده دارم بعدا شاید بیشتر نوشتم
++ درچنین روزها و چنین جاهایی هست که آدم قدر نعمت سلامتی رو خیلی بیشتر میدونه....از دست و زبان که برآید/ کز عهده شکرش به درآید
+++بابت آرزوهای خوبتون در این روزها خیلی ممنونم مخصوصا دوستی که بدون اسم و ادرس کامنتی پر از حس خوب و دعاهای قشنگ گذاشته بودند، متقابلا برای شما و عزیزانتون سلامتی آرزو میکنم