با ن حرف زدم و بعد هم آماده خواب شدم. هندزفری را در گوشم گذاشتم و رادیو جوان را انتخاب کردم و منتظر شدم تا قرص کلداستاپ اثر کند و خوابم ببرد... آقای گوینده درمورد عشق حرف میزند و میگوید در برنامه امشب تماس تلفنی خواهیم داشت با یک فرد ِ عاشق، کسی که از تمام کلماتش عشق جاریست....بلافاصله نام این فرد را حدس میزنم، آقای صالح علا

آهنگ آتش عشق ِ آقای بهرام پخش میشود و بعد گوینده اعلام میکند که جناب صالح علا پشت خط تلفن هستند... به وجد می آیم و فکر میکنم چند وقت است صدای نازنین او را نشنیده ام... شروع می کند: به نام خدایی که بر جان عاشق سلام است...قند در دلم آب میشود و لبخند بر لبانم مینشیند...کاش ن بیدار بود و با هم گوش میکردیم ، به یاد پنجشنبه شبهایی که این کار را میکردیم. 

با همان سکون و تعللی که بین کلام دارد و با حساسیت واژه های خاص را انتخاب میکند در مورد عشق میگوید. میگوید بنظر من اینکه میگویند عشق از ریشه عَشَقه و گیاهی است که به درخت می پیچد تا نفسش را بگیرد، اشتباه است. بنظر من عشق یک کلمه فارسی ست به معنای خیلی خواستن و اصلا عربی نیست. اگر عربی بود در قرآن که یک کتاب مهم عربی است وجود میداشت یا در کتابهای دیگر عربی. عربها از حب استفاده میکنند ...