بخش اول:
باید اینجا اعترافی بکنم و ان هم اینکه کارتهای بانکی ام رمز اینترنتی ندارند! و این محدودیت را عامدانه برای جلوگیری از انجام خریدهای اینترنتی ِ جَوگیرانه و ناکارآمد برای خودم ایجاد کردم!! به همین دلیل وقتی بخواهم چیزی را اینترنتی بخرم از کارت یکی از اهالی خانه ( که رمز های اینترنتی همه شان شبیه هم و به پیشنهاد خودم طبق یک روند منطقی انتخاب شده تا در ذهن بماند) استفاده میکنم (و البته بعدا به کمک یک عابر بانک آن مبلغ را برای صاحب کارت انتقال میدهم)...
بخش دوم:
بطور کلی فکر میکنم سه بار خرید اینترنتیِ مستقل داشتم ، یکبار تعدادی ستاره و قلب شبتاب از یک شرکت که در شیراز بود ( میخواستم برای تولد عزیزی روی کادوی اصلی تعدادی ستاره و قلب شبتاب هم بگذارم و البته به تعدادی سفارش داده بودم که برای خودم و چند نفر دیگر هم باقی بماند)، یکبار تعدادی محصول رنگی رنگی و بسیار جذاب ( که در دسته لوازم التحریر قرار می گیرند) از سایت رنگی رنگی ِعزیزم و یکبار هم همین دیشب بود که ۸ تا کتاب سفارش دادم...
بخش سوم:
در کتاب داستان ها و برنامه کودکهایی که در دوران بچگی می خواندم و می دیدم، "پستچی" ها که معمولا با لباس آبی، کلاه مخصوص و سوار بر دوچرخه ای که بر روی قسمت انتهایی آن یک کیسه پر از نامه بود، تصویر می شدند همیشه برایم جذاب و دوست داشتنی بودند. البته آن روزگار هنوز رسم ِ زیبای تبریک سال نو با ارسال کارت پستال و یا جویاشدن از احوال عزیزان با نوشتن نامه مُد بود ! و به همین دلیل من از طریق بقیه اهالی خانه که از من بزرگتر بودند و طبق مُد آن زمان ارتباط برقرار می کردند، گه گاهی هم آقایان پستچی را میدیدم و هم با پاکت نامه و تمبر و ... تا حدی آشنا بودم....همین خاطرات سبب شده تا پست و پستچی و نامه برایم یک نوستالژی شیرین باشد
بخش چهارم:
حتما تجربه خرید اینترنتی دارید و احتمالا این تجربه را هم دارید که وقتی مراحل پرداخت تمام میشود، هم برای شماره تلفنتان پیام تشکر می اید و هم تعدادی ایمیل دریافت می کنید با مضمون های تشکر، نمایش فاکتور خرید، اطمینان از ثبت شدن سفارش و... و همینطور بسته به برنامه ی ارسال های آن شرکت، ممکن است در طول زمانِ آماده شدن سفارش ها و ارسال شدنشان هم با ایمیل هایی شما را در جریان مراحل کار قرار بدهند
بخش پنجم:
دقایقی پیش ایمیلی رسید که بسته شما آماده شده و درمرحله ارسال به اداره پست هست...کلی ذوق کردم! و به یاد تجربه خرید از رنگی رنگی افتادم که با ایمیلهای محبت آمیز و انگیزه بخش من را در جریان دقیق تک تک مراحل میگذاشت و من لحظه شماری میکردم تا بسته به دستم برسد و آن محصولات جذاب را ببینم؛ یادم هست یک کد رهگیری که مربوط به بسته ام در سیستم اداره پست بود برایم فرستادند و من با وارد کردن آن کد میدیدم که مثلا:
- بسته شما ساعت فلان توسط آقای فلانی در اداره پست شهر مشهد دریافت شد
- بسته شما ساعت فلان توسط پسچی آقای فلانی به فلان اداره پست منتقل گردید
- و....
و خلاصه کار من این بود که هرچند ساعت یکبار ببینم بسته ام کجا و دست چه کسی است! و بعدش ذوق کنم که آقای پستچی داره برام بسته پستی میاره!!!
تا اینکه در آخرین مرحله نوشته بود بسته به پستچی آقای فلانی تحویل داده شد تا به مقصد تحویل داده شود...من این پیام را صبح دیدم و تا ساعت حدود چهار عصر که آقای پستچی آمد دم در ، با شنیدن صدای هر موتوری میرفتم پشت پنجره که ببینم آقای پستچی هست یا نه!! چه انتظار شیرین و البته طولانی بود تا بسته به دستم رسید و چقدر ذوق زده شدم...این همه ذوق هم بابت خریدهایی بود که دوست داشتم زودتر ببینمشان، هم بخاطر این بود که فردای همان روز عازم سفر بودیم و اگر نمیرسید بعدا تحویلش از اداره پست داستان میشد، هم بخاطر "پستچی" و جذابیت هایی که کلی حس نوستالژیک داشت و همینطور بخاطر ایمیلهای جذابی که مدام رنگی رنگی برایم میفرستاد و مراحلی که خودم در سایت اداره پست پیگیری میکردم و دائم برایم شوق افزایی میشد
بخش ششم:
و من امروز منتظر آقای پستچی هستم...![]()
![]()