محبوب من
تابستان
تابستان است
ابری که راهش را گم کرده در ظهر تابستان میبارد
مانند عاشقی که خویشتن را گم کرده است

محبوب من
تابستان است
انگورها در حال رسیدن اند
نسیم ها می وزند
و شب بیدار است

محبوب من اکنون عطر شما در آغوش کدام نسیم است؟
میدانم تنهایی من پیش شماست

محبوب من کاش اجازه داشتم 
دورتا دور محبت شما را 
حصاری از سیم خاردار بکشم 
انوقت امیدوارم همه محبت شما 
تنها
شامل من بشود....

محمد صالح علا

+بخشی از نوشته های آقای صالح علا که دیشب در بخش شبانگاهی رادیو پیام میخوندن

++دلیل این حجم از بیحوصلگی و بی حالی رو پیدا نمی کنم واقعا!...همچنان همه کارهام موندن و من در راستای انجامشون هیچ اقدامی نمیکنم... امروز فکر میکردم که شاید از کارهای ذهنی خسته شدم و باید کمی به کارهای یدی رو بیارم...