+ امروز بطور همزمان دوتا دعوای بزرگ در حد گیس و گیس کشی توی مدرسه اتفاق افتاد😂 بین بچه های دهم انسانی! معلمشون رفته بود جداشون کنه اون وسط چندتا هم اینو زده بودن 🙈 فک کنین بالا اون دوتا کلاس افتاده بودن به جون هم، پایین هم یکی از بچه ها با یکی از معاون ها درگیر شده بود و حتی معاون رو هُل داده بود و گفته بود تو اصلا چیکاره ای و...

بعد با این وضعیت که زنگ زده بودن 5 ، 6 تا پدر و مادر هاشون اومده بودن و بقول آبدارچی مدرسه عین دادگاه هرکدوم توی یه دفتر نشسته بودن، میخواستن بچه ها رو هم ببرن راهپیمایی! اصن یه شیر تو شیری بود که نگم 😂🤦‍♀️ ساعت 12 و نیم که همه رفته بودن، من کلاس فوق برنامه داشتم و قبل رفتن به کلاس یه سر رفتم دفتر... باید قیافه مدیر و معاون ها رو می دیدی😂 انگار از جنگ برگشته بودن بیچاره ها . دستاشونو زده بودن زیر چونه و به افق خیره بودن، رفتم گفتم قضیه امروز چی بود؟ اینا پاشدن بصورت عملی و با هیجان برام تعریف کردن 😂😍 معاونمون میگفت من وقتی بعد دعوا اومدم پایین دیدم یه چپه موی کنده شده به مانتوم چسبیده 🤣 آبدارچی میگفت بچه ها اومدن دسته های جارو و تی ها رو برداشتن بردن برای دعوا ...😐

خلاصه در روز دانش آموز اینا حسابی شان دانش آموزی رو نشون دادن 😂

برعکس بچه های تجربی و ریاضی مظلوم و سربزیرن🥰